و از حادثه می خیزم
من از تعیینِ تکلیفِ وقایع می گریزم
شکلِ یک دریای لبریزم
پر از ایده پر از تصمیم های کوچک و ریزم
من، یک آهنین ابزارِ لب تیزم
و با هر مشکلی، مانند یک شمشیرِ بُرّا، می ستیزم
برگم، در فصل خزان با باد می ریزم
و اینک شاعرم، از شعرِ نو یا از غزل، کم کم، می...
دروغِ روشن...ما را در سایت دروغِ روشن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26